پرازهیچی وخالی ازهمه چی
همیشه انتظار داریم دیگران قدم اولو بردارن بعد ماقدم بعدی!! من خودم از اون دسته هستم که همیشه قدم اولو بر میدارم ودرکل به این نگاه نمی کنم که چرا دیگران حتی واسه اونایی که بهم بدی کردن!! ولی درکل ادما با من مشکل دارن(یه چیزی تو مایه های این فرید تو سریال مسافران)واسه هرکی خوبی کردم بدی جوابموداد.......ولی همیشه به خودم می گم شاید اونا ارزش خوبی نداشتن؟؟؟ هیچ وقتم انتظارنداشتم اگه واسه کسی کاری کنم جوابی ازش بگیرم اصلا به روی طرفم نمیارم اما توقع دارم حداقل بدی بهم نکنن این دلم خیلی شکسته ولی چندروز افتادم تو خط بدی می خوام بدی کنم ولی راهشو بلد نیست اخه بی معرفتا حداقل دلمو نشکنین ولی الان که تقریبا یه سال شایدم ۲ساله که می گذره کلی عوض شدم چیزی ازاون ادم سابق نمونده این روزا خستگیم داره خودشوبیشترنمایان خیلی وقته که خستم یعنی حوصله زندگیوندارم تا الانم به رو خودم نمی اوردم هنوزم خودمو سر پانگه می دارم خیلی وقتا دوس دارم وقتی می خوابم دیگه بلند نشم دیگه حوصله نوشتنم ندارم خ دا را با تو هرگز نیست کاری که تو خود ناخدای روزگاری گفتم خدای عشق تو داره خدایی که تو دینش گناه بی وفایی خوشی زده زیر دلت ، همش بهونه می گیری صبرم دیگه سر اومده ، تحملم تموم شده خوشی زده زیر دلت ، همش بهونه می گیری همش بهونه می گیری خوشی زده زیر دلت یک خورده که تنها بشی دست می کشی رفتم به یه شهری که۳۰۰کیلومتربااینجاکه هستم فاصله داره صبح ساعاتای ۹رسیدیم بعدیه گشت ورفتن خونه یکی دو نفرساعاتای ۷ شب رفتم خونه عمه ام........ خونه یه فضای غریبی داشت که کلی باهاش حال کردم یه زن وشوهرتنها که مرده افسردگی شدید داره وگاهی اوقات چندکلمه ایی حرف میزنه یه سکوت عجیبی خونه رو گرفته بود فقط صدای پنکه رومیزی میامد یه چایی خوش طعم... روپنجره خونه سه جمله نوشته شده بودکه هنوزم دارم باخودم تکرارش میکنم ای شروع لطیف جای الفاظ مجذوب خالی اخه اول مهرکه تفاوت ها بیش ترنمایان میشه اول مهرکه تفاوت غنی وفقیر تابلوترمیشه اصلا بی خیال حوصله ندارم بعضیا به خیال خودشون تازه بیدارشدن هیو دیدن که بــــــــــــــــلـــــه چه کلاهی این ۳۰ساله سرمون گذاشتنو خبرنداشتیم دوستان ما یه عمر کلاه سرمون رفته یه عمر که مستعمرانگلیس وامریکا وروسیه هستیم یه عمرکه با انقلابای دروغین وکودتا ازدست این استعمارگر به دست استعمارگر دیگه می افتیم وچه خوب بین خودشون اینجا روتقسیم می کنن رضاخان میادمیشیم مستعمرروسیه....محمدرضامیاد میریم زیردست امریکا..خمینی میادمیریم زیردست انگلیس جدیدا که مثل اینکه روسیه وانگلیس به تیپ هم زدن ولی زورروسیه بیشترشد مثل اینکه موج سبزانگلیسم کارسازنبودولی میمونک روسیه بدکارسازشد یه مشت اراجیفم به اسم دین به خردمون دادن که هروقت بخوان به وسیله همون اراجیف مردم فلک زده رو بازی بدن یه روز ازدست کشف حجاب رضاخان می نالیم یه روزم از حجاب اخوندا نالانیم هنوتکلیفمونو با خودمون نمی دونیم همین جور بازیمون میدنو ازمون سواستفاده می کنن پ.ن:اگه موج سبزیم میامد وضع از اینی که بود بهترنمیشد پ.ن:قبلا به چی امید داشتین که حالا نا امید شدین؟؟؟؟ حرف زیاد دارم واسه گفتن دارم سعی می کنم بنویسمشون دلم گرفته ازمردمونمون خیلی پستیم فلسفه این شبای احیا رو من یکی که نفهمیدم .....؟؟؟؟؟؟/ شایدخدااین شبا رو گذاشته که پستی بنده هاشو بیشتر بهشون نشون بده اخه خیلی خنده داره تمام روزای خداظلم می کنیم گناه می کنم به هم دیگه بد می کنیم دروغ می گیم وهزارتاگناه دیگه بعد واسه چندشب میشیم مظلوم وعابد......جالبیش اون جاست که صبح همون شب میشیم همون ادم سابق یابدترازاون ........................ گم شدیم.................................. خدایا به دادمون برس وقتی خودمومیبینمو مقایسه می کنم بااون ادم پارسالی قبل از این شبا............... پست تر شدم ادمای اطرافمم پست تر شدن شاید داریم مجازات میشیم خدایا .......................................![]()

به روی قایقی در هم شکسته مثه ماهی که رو ابرا نشسته
گفت:
اگر من ناخدایم با خدایم نکن تو از خدای خود جدایم
به تو محتاجم ای یار موافق به تو محتاجم ای همراه عاشق
بگو رندانه می گویی صد افسوس تو نور ماهی و من نور فانوس
تو هشیارانه گفتی یا ز مستی نفهمیدم که در قید که هستی
گفت:
من غرق سکوتم تو بخوان قصه پرداز تویی
من هیچم وپوچم توبمان سینه و راز تویی
به تو محتاجم ای یار موافق به تو محتاجم ای همراه عاشق
گفتم من غرق سکوتم تو بخوان قصه پرداز تویی
من هیچم وپوچم توبمان سینه و راز تویی
من رو به ضوالم دم آواز تویی
اگه می خوای یه بار دیگه ، اسم منو صدا بکن
هر کاری می خوای می کنی ، هر جا دلت می خواد می ری
خوشی زده زیر دلت ، من که برم درست می شی
یک خورده که تنها بشی ، از این کارها دست می کشی
از بس که گریه کردم و داشتنت آرزوم شده
باعث این دوری تویی اما بازم منو ببخش
به من کاری نداشته باش ، هر جا که خواستی بدرخش
هر کاری می خوای می کنی ، هر جا دلت می خواد می ری
خوشی زده زیر دلت ، من که برم درست می شی
یک خورده که تنها بشی ، از این کارها دست می کشی
(دست می کشی،دست می کشی،دست می کشی)
خوشی زده زیر دلت
خوشی زده زیر دلت ، همش بهونه می گیری
هر کاری می خوای می کنی ، هر جا دلت می خواد می ری
خوشی زده زیر دلت ، من که برم درست می شی
یک خورده که تنها بشی ، از این کارها دست می کشی
| Design By : Night Skin |


